۱۳۹۱ مهر ۱۶, یکشنبه

قاضی شیعه مذهب عربستان سعودی انخاب گردید

دستگاه قضایی عربستان سعودی، حجة الإسلام سید «وجیه الأوجامی» را به عنوان قاضی دادگاه شیعیان عربستان تعیین کرد.
گفته می شود بر اساس این تعیین، وی جانشین قاضی "شیخ محمد الجیرانی" قاضی سابق دادگاه شیعیان عربستان شد.


گفتنی است سید 
«وجیه الأوجامی» متولد منطقه "الأوجام" در استان شیعه نشین قطیف است. تحصیلات علوم دینی را در حوزه نجف اشرف در عراق گذراند. از مدت ها پیش در میان شیعیان عربستان خبر احتمال تعیین وی به عنوان قاضی دادگاه شیعیان، پیچیده بود.

قابل ذکر است حجة الإسلام الأوجامی پنجمین قاضی دادگاه شیعیان است که طی هفت سال گذشته تعیین شده است. تغییر زیاد قضات دادگاه شیعیان عربستان، به دلیل نارضایتی حکومت از نحوه عملکرد آنان بوده است.

شایان ذکر است قضات دادگاه شیعیان عربستان تنها در مسائل "اوقاف" و "احوال شخصیه" حق قضاوت دارند و دیگر پرونده های قضایی مربوط به شیعیان در دادگاه های اهل سنت عربستان بررسی می شوند.

چگونگی مسلمان شدن پولیس زن آمریکایی!

اسم من راکایل است. پیش از این افسر پولیس بودم و از سال 1996 تا 2004 در ادارۀ پولیس دترایت آمریکا کار می کردم تا اینکه یک روز در سال 2002 حین انجام وظیفه مورد ضرب گلوله قرار گرفتم و مرگ را از نزدیک لمس کردم و به خوبی می دانم که
یک زندگی دوباره به من داده شد.

پیش از این نمی دانستم چطور باید از خداوند پیروی کنم و بنده او باشم. حتی نمی دانستم باید از چه دینی پیروی کنم تا اینکه با تعدادی از دوستان مسلمانم آشنا شدم و خیلی مسایل را برایم توضیح دادند.

ابن اتفاق به راستی مسیر زندگی ام را تغییر داد طوری که حالا هیچ ترسی از مرگ ندارم و تنها از خداوند می ترسم. هیچکس نمی داند چه موقع مرگ از راه می رسد. پس بهتر است ما هم راه شهدا را الگو قرار دهیم و ایمان داشته باشیم که تنها یک خدای یگانه وجود دارد.
آن روز من در دو قدمی مرگ بودم و اگر آن وقت می مردم نمی دانم سرنوشتم چه بود و آیا به آتش دوزخ افکنده می شدم یا نه. اما اکنون احساس آرامش و اطمینان و خوشبختی می کنم و می دانم اگر امروز هر اتفاقی برایم پیش آید به کجا خواهم رفت و چه سرنوشتی در انتظارم خواهدبود. قبل از آنکه به اسلام ایمان بیاورم اعتقادات دینی خاص و محکمی نداشتم و طرفدار یا مخالف اسلام نبودم. به همه انسان ها با هر اعتقاد و آیینی که داشتند احترام می گذاشتم و این مساله نکته تمایز من از دیگر اعضای خانواده ام بود.

بسیاری مواقع از اینکه یک افسر پلیس بودم احساس ناراحتی و انزجار می کردم. به خصوص پس از حادثه ی 11 سپتمبر، وقتی می دیدم بسیاری از مردم آمریکا بدون هیچ دلیلی به مسلمانان حمله می کنند، به شدت آزرده و عصبانی می شدم. اینکه یک عده فقط به خاطر مسلمان بودن متهم به افراط گرایی و تروریزم می شدند، به نظرم اصلا درست و منطقی نبود. در هر گروه و قشری خوب و بد وجود دارند.

دیدن این رفتارها و صحنه ها قلبم را به درد می آورد و به این ترتیب عملا بعد از حادثۀ 11 سپتامبر توجهم به اسلام جلب شد. امروز به مسجدی در لاس ویگاس آمده ام و تعدادی لباس برای کمک به نیازمندان خریده ام. اینجا فقط کافی است هدیه ها را روی میزی که برای این کار در مسجد قرار داده شده بگذارید افراد نیازمند خودشان می آیند و هرچیزی که بخواهند از میان آنها برمی دارند.

یکی از مسایلی که با آن روبرو هستم یادگرفتن زبان عربی است. برای خیلی ها ممکن است یادگیری یک زبان جدید ملال آور و سخت باشد اما برای من اینطور نیست و فقط دوست دارم زودتر آن را یادبگیرم. به نظر من هر زبان یک فرهنگ جدید و خاص را به همراه خود دارد. من تنها زندگی می کنم و اغلب در خانه تنها هستم. به همین خاطر تقریبا همه کارهایم را به کمک اینترنت انجام می دهم. زبان عربی و حتی نحوه ی بستن روسری را هم از اینترنت یاد می گیرم. این برایم یک تجربه فوق العاده است. تجربه ای توام با لذت و آرامش.

من هر روز قرآن می خوانم و عبادت میکنم. وقتی نماز می خوانم هرچند هنوز آن را به زبان عربی حفظ نیستم اما ترجمه انگلیسی آن را می دانم و با خواندن معنی این عبارات و نیایش ها قوت قلب و احساس امنیت می کنم. طی دو سال اخیر خیلی چیزها درباره مسایل دینی و معرفت و شناخت، آموختم اما هیچ وقت عملا آن ها را با همۀ وجود درک نکرده بودم.

دوستان مسلمانم همیشه از مسجد برایم چیزهایی تعریف می کردند اما این اولین باری است که خودم شخصا به مسجد آمده و از نزدیک تجربه می کنم. چیزی که در اسلام برایم بسیار ارزشمند و جالب است و شدیدا مرا جذب کرد، مسالۀ حجاب بود. از داشتن حجاب واقعا خوشحالم به خصوص در اینجا که مردها نگاه کالامحور و خریدارانه ای نسبت به زن دارند. احساس می کنم حجاب از من محاقظت میکند. برایم یک طور امنیت است.

مسلمانان دیگر با من رفتار بسیار خوب و دوستانه ای دارند و با اینکه می دانند من زبان عربی را بلد نیستم سعی می کنند راهنمایی ام کنند و چیزهایی به من یاد بدهند. دوستان و برادران زیادی در اینجا پیدا کرده ام و امام جماعت مسجد هم نکات زیادی را برایم توضیح داده و به من آموخته است.

۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه

محکومیت فلم موهن ضد اسلامی


مدیر ویب بلاگ روایت: 


اهانت جانگداز به ساحت مطهر پیامبر گرامی اسلام را به پیشگاه فرزند منتقم اش حضرت امام مهدی (ع) و تمام مسلمانان جهان تسلیت عرض میدارد.

ساخت و نشر فلم موهن ضد اسلامی نقض مشهود قوانین بین المللی آزاده عقیده میباشد  و این عمل وحشیانه و غیر انسانی سازندگان و دست اندرکاران فلم موهن را به شدیدترین لحن محکوم مینمائید.

از مقامات جمهوری اسلامی افغانستان میخ

واهیم که نقاط ذیل را بطور جدی پیگری نمایند:

1. دولت جهموری اسلامی افغانستان باید بالای مقامات دولت آمریکا فشار وارد نماید و عاملین این جنایت نابخشیدنی را به دادگاه بین المللی بکشانند.

2. از وزارت مخابرات افغانستان تقاضا میرود تا سایط یوتوپ را مسدوده نموده و به همکاری ارگاناهای مخابراتی سایر کشورهای اسلامی با مدیر سایط یوتوپ در تماس شوند و این فلم موهن را برای همیشه از این سایط حذف نمائید!

و من الله توفیق!

۳۰ / ۰۶ /۱۳۹۱

۱۳۹۱ شهریور ۳۱, جمعه

تلخیص کارنامۀ ورزشی استاد سید میر احمد حمزه


بسم الله الرحمن الرحیم

سید میر احمد حمزه فرزند سید رازق شاه راستین در یک خانواده فرهنگی و هنردوست در ولایت پروان – ولسوالی سرخ و پارسا – دره ترکمن – قریه سادات بانگی در سال ۱۳۵۳ پا به عرصه گیتی متزلزل گذاشت. 
محترم استاد سید میراحمد حمزه

مغز های متفکر و مردان والا همیشه از طرف خداوند (ج) برای نجات بشریت از گرفتاریهای روحی و جسمی انتخاب میشوند. استاد  سید میر احمد حمزه از همان دوران کودکی الگوی صحت مندی و سلامتی برای هم قطاران خویش بودند. او که در شوق و اشتیاق داشتن یک جامعه سالم و جوانان صحت مند و عاری از اعتیاد می سوخت ، اوکه همیشه برای حفظ بزرگترین ثروت هر فرد که همان (صحت است) می اندیشید ، او که هر روز برای تحقق اهداف و آرمانهایش پلان می سنجید و مسیر تعین میکرد. 

بلاخره ، در سال ۱۳۷۵ خوابهای ایثارگری وی به واقعیت مبدل میشود و با کاروان ورزشی افغانستان می پیوندد. استاد حمزه ریشته کانگفوتوآ را تحت نظر استاد کاظم علیزاده در غرب کابل – دشت برچی آغاز نمود. استاد سید میر احمد حمزه در مدت خیلی معدود  و تلاشهای خستگی ناپذیر در صدر جدول هنرجویان رشته ورزشی کانگفوتوآ باشگاه استاد علیزاده قرار گرفت. او حدوداً دوسال در آنجا مشغول فراگیری این سبک ورزشی بود و درجریان دو سال تلاش و زحمات طاقت فرسأ ، هئیت کمیته ملی المپیک افغانستان به ریاست شخص خود رئیس المپیک ، محترم احسان الله مطمئین و اعضأ هیئت  بعد از اخذ امتحان و آزمایش همه جانبه ، بررسی توانائی جسمی و ظرفیت درونی وی ، استاد سید میر احمد حمزه را به کمربند سیاه و جواز فعالیت استادی در سال ۱۳۷۷  افتخار بخشیدند. 

استاد سید میر احمد حمزه بعد از اخذ این افتخار بزرگ گفت: ( من صرف برای سلامتی و صحت مندی جوانان و نو جوانان افغانستان می اندیشم و ایزد متعال را سپاسگذار هستم که بنده را توفیق داد تا مسئولیتهای بیشتر را در این زمینه عهدار گردم. ) 

دیری نگذاشته بود که حکومت سیاه و متحجر طالبان همه جای افغانستان را به شمول پایتخت کابل فراگرفت و دروازه همه علوم وهنر و فنون به روی مردم کشور بسته شد. علی رغم اینکه اندیشه منجمد طالبان مخالف همه فنون ، علوم ، مهارتها و دانش بود ، اما استاد سید میر احمد حمزه  باهوش و زرکی تمام و عشق وعلاقه وطن پرستی، طالبان را متقاعد نمود که ورزش یکی از نیازمندیهای اولیه صحت هرفرد میباشد. خوشبختانه استاد سید میر احمد حمزه جواز فعالیت خویش را دریافت نمود و به ایده خدمتگذاری خویش استمرار بخشید. 


استاد سید میر احمد حمزه فعالیت های ورزشی و تعلیم و تربیه جوانان  و نو جوانان افغانستان را در باشگاه حمزه سیدالشهدا واقع قرارگاه ۶۱ ضربی مهتاب قلعه دشت برچی دوباره آغاز نمود. او هنرجویان متعددی را در ریشته اندوخته خویش چون نانچوکو ، سانچوکو ، شمشیر یک تکه ، سای ، انواع دفاع شخصی و تکنیک های گوناگون تعلیم و تربیه نمود. 


از آنجائیکه استاد سید میر احمد حمزه عاشق خدمت و ایثار برای کشور خود بوده و است و میخواست که فعالیتهای ورزشی خویش را وسعت بیبخشد و زمینه ای را برای علاقمندان ورزش محیا بسازد  تا هموطنانش بیشتر به ورزش و سلامتی دسترسی پیدا نمایند.  بناءً در باره گردهم آوری نخبگان ورزش افغانستان می اندیشید که خوشبختانه در یک آشنای فرزانه همرای استاد علیشاه محمد که وی تازه از کشور ایران به وطن برگشت بود ، توانست انجمن ورزشی کوهساران را با سایر نخبگان ورزش افغانستان چون: استاد سید علیشاه حسینی ، استاد محمد اسحاق و استاد احمد شاه در سال  ۱۳۷۸  تأسیس و بنیانگذاری نمایند. 

استاد علیشاه محمدی یکی از استادان برجسته ریشته ورزش کیک بوکسنگ میباشد و از آنجائیکه استاد سید میر احمد حمزه همیشه تشنه و آزمند آموختن بودند ، در پهلوی تعلیم و تربیه جوانان و نو جوانان کشور در ریشته کانگفو توآ ، مدت یک سال در ریشته کیک بوکسنگ تحت نظر استاد علیشاه محمدی تمرین نمودند و به زود ترین فرصت به درجه دان چهارم این ورزش رزمی نائیل شدند و همچنان از طرف کمیته ملی المپیک افغانستان و فدراسیون کیک بوکسنگ کشور جواز فعالیت و اسناد تعلیم و تربیه هنرجویان را دریافت نمودند. استاد سید میر احمد حمزه با سایر بنیانگذاران انجمن ورزشی کوهساران فعالیتها ، تمرینات و تعلیم و تربیه هنرجویان رزمی کشور را به مدت سه سال عهدار شدند.
استاد سید میر احمد همزه که خود یک شخص فرهنگی ، وطن دوست و مبتکر است و برعلاه همیشه رویأ ابداع یک ریشته ورزشی را میدید که با نام و عنعنات اصیل کشورش سازگار باشد. او همیشه سعی میکرد یک رشته ورزشی منحصر به فرد ازطرف افغانستان ثبت ورزشهای المپیک جهانی گردد. 

از راست به چب شخص سوم: استاد سید میر احمد حمزه
بعد از سقوط حکومت سیاه طالبان و ختم دوران ذلالت علوم ، فنون و مهارت ها در کشور و روی کار آمدن حکومت دموکراتیک و آزاده امروزی ، پنجه فعالیت های ورزشی استاد سید میر احمد حمزه نیز باز گردید و برای اختراع و ابداع ورزش رزمی افغانی در صدد ارتباط گرفتن با سایر نخبگان ورزشی کشور گردید. 

خوشبختانه ، در اوایل سال ۱۳۸۵ با استاد حسین نوروزی معرفت پیدا کرد. او همچون استاد سید میر احمد حمزه  یک شخصیت وطن دوست و فرهنگی میباشد و برای غنی مندی فرهنگ ورزشی افغانستان میکوشد. استاد سید میر احمد حمزه و استاد حسین نوروزی با جمعی از وطن پرستان و نابغه های ورزشی بعد از چندین ماه تحقیق و کارهای پیگیر ، سر انجام سبک را با مرکب واژه شرین و ناب زبان دری افغانستان ابداع و پایگذاری کردند. 

این سبک که بنام (فول رزم) است ، مرکب از یک کلمه انگلیسی فول (Full) به معنی کامل و یک کلمه فارسی (رزم) به معنی مبارزه تشکیل گریده و  (Fullrazm) (فولرزم) به معنی (مبارزه کامل) میباشد. 


فولرزم:
سبک فولرزم در کل دارای بیست کمربند می باشد  که متشکل از شش کمربند ابتدائی ده دان (دی) و همچنان چهار درجه عالی است. فرد علاقهمند به این سبک ورزش رزمی میتواند هر کدام از کمربندهای ابتدائی را در مدت شش ماه و دان ها را الی دان چهارم ، هر کدام را در طول یک سال و از دان چهارم به بالا را هر دان را به مدت دو سال اخذ نمائید. ضمناً در هر سه سال میتواند یک درجه عالی را به دست بیاورد و در نهایت موفق به کسب درجه عالی گردد.
ابداع کنند فولرزم محتر استاد حسین نوروزی به همکاری عام وتام جمع از نخبگان و نابغه های ورزش رزمی افغانستان مانند سید میر احمد حمزه و سایرین ، سبک ورزش فولرزم را در سال ۱۳۸۵ ثبت و راجستر کمیته ملی المپیک افغانستان نمودند و همچنان فدارسیون فولرزم را به عنوان اولین ورزش ساخته و پرداخته دستان مبتکر استاد حسین نوروزی و استاد میر احمد حمزه تأسیس کردند. 
ردیف نیشسته از چب به راست شخص دوم: استاد سید میراحمد حمزه
سبک فولرزم از یک طرف یک ریشته ورزشی رزمی فراگیر میباشد و از طرف دیگر سازگار با فرهنگ اصیل ورزش افغانستان است ، بناءً طرف توجه اکثریت اساتید ورزش رزمی و هنرجویان ورزش رزمی قرار گرفت است و اکنون فدراسیون فولرزم در بیش از ۱۵ ولایت مهم افغانستان و تعدادی از کشورهای خارجی به اثر سعی  و تلاش نخبگان ورزش چون استاد محمد حیدریان و استاد میرویس فعالیت دارد. 

استاد حسین نوروزی رئیس فدارسیون فولرزم  در حال اهدا جواز رسمی نمایندگی فدراسیون فولرزم در کابل  برای استاد سید میراحمد حمزه

دفتر مرکزی و مقر فدراسیون فولرزم افغانستان در دیار امیرالمومنین حضرت مولا علی (ع) شهر مزار شریف قرار دارد. اما نمایندگیهای آن تحت نظر اساتید برجسته همچون استاد سید میر احمد حمزه در دیگر شهرهای افغانستان فعالیت دارد. 

 استاد سید میر احمد حمزه عضوء ارشد فدراسیون فولرزم افغانستان و نماینده رسمی در پایتخت کشور – کابل – میباشد. او در ادامه سلسله خدمات مفید و ارزنده خویش در ریشته ورزش رزمی ، پاشگاه ورزشی فردوسی را در شهر کابل – دشت برچی – پلخشک تأسیس نموده است و در حال حاضر بیشتر از ۲۰۰ هنرجوی ورزشی را  اعم از طبقه اناث و ذکور در اوقات مختلف تعلیم و تربیه و تمرین میدهد. 

استاد سید میر احمد حمزه و هنرجویان باشگاه ورزشی فردوسی

دست آوردهای هنرجویان پاشگاه فردوسی تحت نظر استاد سید میر احمد حمزه: 

۱.     کسب مقام اول در مسابقات جام شهیدسید اسماعیل بلخی در شهر مزار شریف 

 












  




  ۲. کسب مقام اول در مسابقات جمع نظام کابل در شهر کابل 

 








  







              ۳. کسب مقام دوم در مسابقات جام حکیم سنائی در هشر غزنی 


















                    ۴.  کسب مقام دوم در مسابقات جام بهترین ها در شهر بغلان
۵. کسب مقام دوم در مسابقات جام باستانی در شهر بامیان
۶ .  کسب مقام سوم در مسابقات جام نمیه شعبان – راه تقوأ در شهر کابل
  



۱۳۹۱ شهریور ۳۰, پنجشنبه

تاریخچه زندگی ملا سید رازق شاه راستین


 بسم الله الرحمن الرحیم 
 
ملا سید رازق شاه  فرزند برومند سید منظرشاه در سال 1320  در ولایت پروان ، ولسوالی سرخ و پارساه ، قریه سادات بانگی دیده به جهان گشود . او نه تنها یک چهره متقی ، خیرخواه و متدین سادات بانگی بود بلکه در عین حال  یک دانشمند ، متفکر و عالم دینی عصر خویش به شمار میرفت. سید رازق شاه تمام عمر گهربار خویش را به زهد و عرفان سپری نمود. ساده زیستی این مرد پشمینه پوش در ظاهر و پاک نفس در باطن عاقلانه و آگاهانه ثابت نمود که تجملات دنیوی هیچ بهائی جز فلاکت و بدبختی ندارد. رفتار ، کردار و اخلاق معصومین گونه این دلسوخته اهلبیت (ع) زبان زد خاص و عام مردم منطقه و عشیرش میباشد. و سر انجام در سال 1376 داری فانی را وداع گفته و به جوار حق پیوست. 

روحش شاد و یادش گرامی باد

کارنامۀ پر افتخار الحاج شهید سید ابراهیم شاه حسینی:


بسم الله الرحمن الرحیم 


در سحرگاه سال ۱۳۲۴ هجری شمسی کودکی پا به عرصه جهانی فانی گذاشت که باعث ترکش کسرأ افسانه شکست ناپذیری ابر قدرت جهان گردید. خدواند متعال این کودک را همچون اجداد مطهر و گرامیش وسیله رهائی مظلومین از چنگال ظلم و جبر زمان قرار داد. 


او کسی نیست بجز شهید سید ابراهیم شاه حسینی فرزند شجاع سید علی احمد حسینی در ولایت پروان  - ولسوالی سرخ پارسا – دره ترکمن – قریه مرد خیز سادات بانگی (بانگی  در ادبیات عامیانه محل ، اصطلاحاً : مردم هستند که در مسائیل دینی پیش قدم باشند و در لغات : مؤذن را میگویند ) چشم به جهان گشود.  رفتار و کردار دوران  کودکانه شهید سید ابراهیم شاه حسینی با دیگر کودکان کاملاً متفاوت بوده  و از ذکاوت و هوش والای برخوردار بوده  و همچنان موج از مجاهدت و ایثار در چشمان این مرد به ظاهر کوچک در باطن بزرگ مشاهده میشد.

او تعلیمات ابتدائیه و متوسطه دینی را در نزد روحانی قریه خویش فراگرفت و اما به رغم ظلم  نیروهای اشغالگر دولت وقت و نا امنی حاکم در منطقه ، جبراً تن به ترک دیارش داد که در عین نوجوانی عازم پایتخت کابل گردید. شهید سید ابراهیم شاه حسینی از جوء  موجود و اشغال کشورش توسط بیگانگان به شدت رنج میبرد و درباره نجات آن می اندیشید.  او در مدت اقامتش در کابل بیتفاوت نه نشست و مشغول فعالیت های فرهنگی و جلب و جذب مجاهدین برای آزادی کشور و احیا شعایر دین بود. خیلی بجا است که هدف نهضت این شهید بزرگوار را از زبان خودش بخوانم تاکه شبهات موجود امروزی ذهن مان در برابر مجاهدین راحق پاسخ داده شود. شهید بزرگوار هدفش را چنین بیان میدارد: { من برای احیأ شعایر دین برگزیده خداوند (ج) در کشور عزیزمان افغانستان جهاد میکنم. } از سخن مختصر و خیلی حساس و مهم شهید بزرگوار در می آبیم که هیچ نوع چشم طعمه شخصی به  نهضت پاکش نداشته است.

شهید سید ابراهیم شاه حسینی برای اینکه یک قیام منزه داشته باشد ، تصمیم گرفت که باید اول رمی جمره نمائید تا شیطان باطنی خویش را از بین ببرد. بناءً درسال 1348 هجری شمسی سفر معنوی و الهی خویش را به طرف بیت الله الحرام (معکه شریف) آغاز نمود. در این سفر سرنوشت ساز ، شهید سید ابراهیم شاه حسینی تعدادی زیادی از مجاهدین و هم فکران خود  مانند:  فلسطینی ها ، عراقی ها ، ایرانی ها و دیگر کشورهای اشغال شده را ملاقات نموده و ازتجربیات آنها برای قیام خویش استفاده نمود. او همچنان با حضرت آیت الله امام سید روح الله موسوی خمینی (ره) آشنائی پیدا نمود و ارشادات و رهنمودهای عارفانه امام خمینی (ره) را سرلوحه انقلاب خویش قرار داد. در زمان برگشت از بیت الله الحرام از طریق کشور ایران ، مقداری زیادی از مواد دینی و فرهنگی را با خود به کشور و یارنش حمل نمود. 



شهید سید ابراهیم شاه حسینی برای اولین بار انقلاب خویش را علیه تجاوز اتحاد جماهیر شوروی وقت، از چنداول کابل آغاز نمود و در اولین حمله ،  ضربه مهلک به دشمن خویش وارد نموده و مأموریت پولیس محلی را با شجاعت تمام تصرف نمودند. شهید سید ابراهیم شاه حسینی در چندین قیام از جمله قیام ماه جوزای 1358 بالای تپه بالاحصار کابل دلیرانه سهم گرفت و باعث پیروزی شان شد . اما از آنجائیکه حملات چریکی شهید سید ابراهیم شاه حسینی دولت اشغالگر را به کورنش در آورده بود و همچنان  مبارزات شهید سید ابراهیم شاه حسینی علیه دولت اشغالگر از هر حیث نابرابر بود و برعلاه شهید بزرگوار نیرو و تجهیزات کامل بمنظور اداره نقاط تصرف شده نداشت. بناءً حکومت اشغالگر وقت به جاسوسان خود وظیفه سپرد که محل اخفا شهید سید ابراهیم شاه حسینی را تفحص نمایند. بعد از افشاشدن  اقامتگاهش در کابل، شهید سید ابراهیم شاه حسینی مجبور گردید که کابل را به قصد زادگاهش ترک نماید  و مبارزاتش را بر یک طیف وسیع تر از آنجا دوباره ادامه بدهد. شهید سید ابراهیم شاه حسینی مبارزات خستگی ناپذیرش را از زادگاهش یعنی قریه سادات بانگی دوباره رنگ و رو بخشید و یاران مجاهدش را برای فتح ولسوالی سرخ و پارسا هدایت و سوق نمود. شهید و یارنش ولسوالی سرخ و پارسا را فتح نمود و همین مکان را پایگاه اصلی تجدید و تشکلات مجاهدین و هم رزمانش قرار داد.

شهید سید ابراهیم شاه حسینی اهداف بلند متعالی را دنبال میکرد و مشکلات ، ستم ، ظلم و جبر موجود بالای کلیه کشور را از خویش میدانست و  در یک حرکت سنجیده ، هماهنگ شده و دلیرانه بلاخره ولایت بامیان را به عنوان اولین ولایت افغانستان از چنگال متجاوزین شوروی وقت و نوکران اشغالگرش در سال  ۱۳۶۶ پاکسازی نمود  و  در این فتح بزرگ لقب شامخ (فاتح بامیان) را برای خود افتخار بخشید. بعد از فتح ولایت بامیان ،  شهید سید ابراهیم شاه حسینی فرماندهی کل مجاهدین مناطق مرکزی افغانستان را عهده دار گردید.   شهید بزرگوار نهضت و مجاهدت خویش را بطرف ولایات میدان وردک ، سمنگان ، بغلان و پروان سوق داد و در همکاری با سایر مجاهدین افغانستان مانند ، شهید  عبدالعلی مزاری و  شهید  احمد شاه مسعود  ولایت مزبور را از تحت قیادت قشون سرخ شوروی وقت آزاد نمودند. 

شهید سید ابراهیم شاه حسینی مربوط به یک قوم ، ملت ، منطقه ، مذهب خاص نمیشود. او یک شخصیت ملی بود و همیشه برای منافع اولیاء  کشور و همه ملت افغانستان می اندیشید. روحیه ملی پرستی  وی را میتوانم از سخنان خودش درک کنیم. { جهاد مردم افغانستان پیروز نمیشود مگر در اتحاد تمام ملت افغانستان بدون در نظر داشت مسائیل قومی ، منطقه ای ، لسانی و مذهبی.} شهید بزرگوار بعد از پیروزی سراسری مجاهدین ، در یک اقدام خیرخواهانه ، تمام گروه های خورد و بزرگ مجاهدین را برای وحدت دعوت نمود و از همه تقاضأ نمود که تحت  یک لوأ اسلامی اداره شوند.  نمونه این عمل ایشان ، گردهم آوری احزاب مختلف شیعی مانند ، حرکت اسلامی ، نصر ، سپاه ، شورا و غیره  میباشد که باعث تأسیس  حزب وحدت اسلامی افغانستان شد. او در بنیانگذاری حزب وحدت اسلامی و وحدت مجاهدین نقش خیلی سازنده داشت و اعضای شورای هماهنگی احزاب سیاسی مجاهدین افغانستان ،  شهید سید ابراهیم شاه حسینی را با  لقب بنیانگذار حزب و حدت اسلامی مفتخر ساختند.  



چون او آگاهانه عواقب بد ناهمگونی مجاهدین را میدانیست  و نمیخواست که از احساسات پاک دینی مردم افغانستان سوء استفاده صورت گیرد تا زمینه ساز تحقق اهداف خصمانه بیگانگان و دشمنان ملت افغانستان گردد. شهید سید ابراهیم شاه حسینی عواقب عدم یکپارچگی گروه های مجاهدین را چنین گوشزد مینمائید: { من عدم انسجام گروه های مختلف مجاهدین افغانستان را ناگوار پیش بینی میکنم و خواستار ایجاد شورای هماهنگی سراسری مجاهدین هستم.}

آز انجائیکه دشمنان افغانستان از کاردانی ، درایت و احساس ملی گری این شهید بزرگوار حراس داشتند و خوب درک میکردند که اهداف ، پلانها و برنامه های سنجیده وی باعث پیشرفت و ترفی افغانستان میشود ، در پی توطئیه و فعالیت های خصمانه افتادند ومتأسفانه،  افراد مغرض و خائن و جاسوسان  خارجی نگذاشت ، آرمانهای وی به کرسی بنیشیند. و بعد از یک عمر درخشش مفید و کارنامه نیکو و ملی ، این قامد بلند هاشمی نصب را سر انجام در یک کمین ناجوان مردانه در ولسوالی سرخ پارسا ، دره ترکمن نزدیک به زادگاهش با هفت تن از یارانش بتاریخ ۲۰ جدی ۱۳۶۸ به شهادت رسانیدند.

 مزار شهید بزرگوار در بالای تپه مشهور بنام تپه بانگی قرار دارد. 

روحش شاد ، یادش گرامی باد و راهش زنده و پررهرو باد !